پسر شجاع
شکلاتی
مدرسه عشق
عجب صبری خدا دارد عجب صبری خدا دارد …. اگر من جای او بودم عجب صبری خدا دارد …. اگر من جای او بودم …. عجب صبری خدا دارد …. اگر من جای او بودم عجب صبری خدا دارد …. اگر من جای او بودم عجب صبری خدا دارد …. اگر من جای او بودم عجب صبری خدا دارد …. اگر من جای او بودم عجب صبری خدا دارد …. اگر من جای او بودم عجب صبری خدا دارد …. چرا من جای او باشم ، همین بهتر که خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق بی وجدان را دارد ! عجب صبری خدا دارد خدایا !!! روزی مردی نزد پزشک روانشناس معروف شهر خود رفت. وقتی پزشک او را دید دلیل آمدنش را پرسید، مرد رو به پزشک کردو از غم های بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد. فروردین+ فروردین = پیوندی آتشین شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گل هاي نيلوفر صدا كردم. تمام شب براي باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم. پس ازِ يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تو را از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي: دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردم. همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم. نمي دانم چرا رفتي؟ نمي دانم چرا؟ شايد خطا كردم و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ،ولي رفتي! و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد نمي دانم چرا ؟ شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم...!!. نتراود اشک درچشم تو هرگز مگر از شوق زیاد نرود لبخند از عمق نگاهت و به اندازه هر روز، تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد و به لبخند تو از خویش رها می گردد و تو را دوست بدارد، به همان اندازه که دلت می خواهد آری . . . آرزویم اینست عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا... ه ادامه مطلب بروید ماه من ، غصه چرا !؟
عازم یک سفر دور و دراز و دل خسته ی من باز پر از راز ونیاز تو که رفتی و ندیدی دل من غمگین است پای من سنگین است دیده ام گشته پر آب ، " اشک من بدرقه راهت باد" با تو ای همسفر جاده عشق با تو ای همدم شبهای دراز سخنی هست بگویم یا باز ، بگذارم که بماند یک راز حرفها بر دل من سنگین است تاب گفتار ندارم که دلم غمگین است اشک برگونه من میلغزد درد در سینه من می تازد غم درون سینه باز فریاد زنان می گوید : تاب دوریت ندارم ، تو بیا با من باش نیستی وبی تو بهار از دل غمگینم رفت ، نفس گرم تنم با تو گریخت از زمانیکه تو رفتی دل من بارانی است یک کبوتر دارم که برای نفست قربانی است من همسفر راه درازت هستم من پاکترین حس نیازت هستم کاش من فلسفه روح نمازت بودم تا که تفسیر شوم در روحت ، تا که تسخیر شوم در قلبت اه افسوس ، افسوس که یک مسافرم کاش می دانستی که گذشتن از تو ممکن نیست مهتابشبی، باز از آن كوچه گذشتم،
ادامه مطلب
همان یک لحظه اول …. که اول ظلم می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی ، به روی یکدگر ویرانه می کردم .
اگر در همسایگی صدها گرسنه …. چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پیمانه را می کردم .
که می دیدم یکی عریان و لرزیان ، دیگری پوشیده است صد جامه رنگین
زمین و آسمان را واگون مستانه می کردم .
نه طاعت می پذیرفتم …. نه گوش از جهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده
پاره ، پاره در کف زاهد نمایان ، سجده صد دانه می کردم .
برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو آواره و دیوانه می کردم .
به گرد شمع سوزان ، دل عشاق سرگردان ….
سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم .
به عرش کبریائی ، با همه صبر خدایی …. تا که می دیدم عزیز نابه جایی ، ناز بر یک ناروا گردیده و خواری فروشد
گردش این چرخ را ، واگون بی صبرانه می کردم .
که می دیدم مشوش عارف و عامی زبرق فتنه این علم عالم سوز مردم کش
به جز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دنیای پر افسانه می کردم .
وگرنه من جای او چو بودم ،
یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم ! !!
مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان, اضطراب های بزرگ, غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن. لذت ها را به بندگان حقیرت بخش, و دردهای عزیز بر جانم ریز...
99699999999699999999699666699669966996699666699
99669999999999999996699666699699666699699666699
99666699999999999966666999966699666699699666699
99666666999999996666666699666699666699699666699
99666666669999666666666699666669966996699666699
99666666666996666666666699666666999966669999996
1.) توی كیبوردت دکمه ctrl + f رو فشار بده
2.) توش عدده 9 رو بنویس
مرد گفت: دلم از آدم ها گرفته از دروغگویی ها، از دورویی ها، از نامردی ها، از تنهایی، از خیلی ها از… مرد ادامه داد و گفت: از این زندگی خسته شده ام، از این دنیا بیزارم ولی نمی دانم چه باید کنم، نمی دانم غم هایم را پیش چه کسی مداوا کنم
پزشک به مرد گفت: من کسی را می شناسم که می تواند مشکل تورا حل نمایید. به فلان سیرک برو او دلقک معروف شهر است. کسی است که همه را شاد می کند، همه را می خنداند، مطمئنم اگر پیش او بروی مشکلت حل می شود. هیچ کسی با وجود او غمگین نخواهد بود
مرد از پزشک تشکر کرد و در حالی که از مطب پزشک خارج می شد رو به پزشک کردو گفت: مشکل اینجاست که آن دلقک خود منم
ماه تولد پسر+ماه تولد دختر=سرنوشت کیهانی!!!
فروردین+اردیبهشت = پیوندی کاملا عشقی
فروردین+خرداد = خوش دل و امیدوار
فروردین+تیر = اختلاف فراوان
فروردین+مرداد = شدید
فروردین+شهریور = سرد و گرم
فروردین+مهر = کمی غیر ممکن
فروردین+آبان = خیلی با حرارت
فروردین+آذر = پر از ماجرا جویی
فروردین+دی = هیجانات فراوان
فروردین+بهمن = شگفت انگیز
فروردین+اسفند = توام با مشکلات
اردیبهشت+فروردین = پر شور و هیجان
اردیبهشت+ اردیبهشت = خیلی مناسب
اردیبهشت+خرداد = پیوندی نا موفق
اردیبهشت+تیر = اتحادی عمیق
اردیبهشت+مرداد = کاملا دوست داشتنی
اردیبهشت+شهریور = تشریک مساعی زیاد
اردیبهشت+مهر = جسمانی و شهوانی
اردیبهشت+آبان = آرام و آهن ربایی
اردیبهشت+آذر =بسیار ناهموار
اردیبهشت+دی = کمی هولناک
اردیبهشت+بهمن = خیلی قوی
اردیبهشت+اسفند = توام با جذابیت
خرداد+فروردین = دارای آینده ی روشن
خرداد+اردیبهشت = پیوندی دشوار
خرداد+ خرداد = پیوندی نا پایدار
خرداد+تیر = افقی روشن
خرداد+مرداد = عافیت طلب و عیاش
خرداد+شهریور = عاشقانه
خرداد+مهر = کاملا با شکوه
خرداد+آبان = بن بست عشقی
خرداد+آذر = سراسر شادمانی
خرداد+دی = چشم در چشم نیافتد
خرداد+بهمن = دوستان خوب برای هم
خرداد+اسفند = مرهم یکدیگر
تیر+فروردین = پیوندی سست
تیر+اردیبهشت = محیطی راحت و مرفه
تیر+خرداد = پیوندی نا هماهنگ
تیر+تیر = رابطه ی رویایی
تیر+مرداد = هیجانی و پر زحمت
تیر+شهریور = محرک یکدیگر
تیر+مهر = زندگی پر از تلاطم
تیر+آبان = جرقه و پرواز
تیر+آذر = سراسر مشکل
تیر+دی = زوجی دلسوز
تیر+بهمن = سراسر اضطراب
تیر+اسفند = تقویت کننده ی هم
مرداد+فروردین = خاطرات به یاد ماندنی
مرداد+اردیبهشت = احساسات پاک
مرداد+خرداد = زندگی پر از نشاط
مرداد+تیر = پیوندی عاشقانه
مرداد+مرداد = جنگ اراده ها
مرداد+شهریور = ازدواجشان دشوار است
مرداد+مهر = شادی بزرگ
مرداد+آبان = برخورد دو قطب
مرداد+آذز = بسیار نیروبخش
مرداد+دی = کوتاه اما شیرین
مرداد+بهمن = می تواند مشکل باشد
مرداد+اسفند = زندگی توام با جرقه
شهریور+فروردین = دور از یکدیگر
شهریور+اردیبهشت = استوار و لذت بخش
شهریور+خرداد = کاملا غیر معمول
شهریور+تیر = اختلاف زیاد
شهریور+مرداد = عقاید نا همامنگ
شهریور+شهریور = سازگار
شهریور+مهر = زندگی با سختی
شهریور+آبان = هیجانات واقعی
شهریور+آذر = نیازهای مخالف
شهریور+دی = موافق و سازگار
شهریور+بهمن = تیره و گلالود
شهریور+اسفند = بهشتی
مهر+فروردین = زندگی پر تناقض
مهر+اردیبهشت = جسمانی و شهوانی
مهر+خرداد = پیوندی بسیار عالی
مهر+تیر = تلاشی سخت
مهر+مرداد = نیروبخش
مهر+شهریور = مخالف
مهر+مهر = قدرتی نا پایدار
مهر+آبان = پاداش و هیجان
مهر+آذر = هم پرواز
مهر+دی = پیوندی سست
مهر+بهمن = ازدواج شگفت انگیز
مهر+اسفند = آرامش و پاداش
آبان+فروردین = جاودانه و طولانی
آبان+اردیبهشت = پیوندی با اجر
آبان+خرداد = لطیف و با نشاط
آبان+تیر = زندگی بهشتی
آبان+مرداد = نمایش پر قدرت
آبان+شهریور = شروعی آرام
آبان+مهر = لجاجت و گول زنی
آبان+آبان = انفجار
آبان+آذر = تحمیلی و اجباری
آبان+دی = شیفته ی یکدیگر
آبان+بهمن = بالا و پایین
آبان+اسفند =کاملا عالی
آذر+فروردین = عالی و شگفت انگیز
آذر+اردیبهشت = درگیری زیاد
آذر+خرداد = سرد و گرم
آذر+تیر = غیر صمیمی
آذر+مرداد = دلسوز واقعی
آذر+شهریور = نیرو بخش
آذر+مهر = لذت مشترک
آذر+آبان = کارد و پنیر
آذر+آذر = لذت توام با آشوب
آذر+دی = مغایرت زیاد
آذر+بهمن = روابطی بسیار گرم
آذر+اسفند = مشکل دار است
دی+فروردین = با جدل
دی+اردیبهشت = زندگی با آینده ای زیبا
دی+خرداد = پیوندی سخت
دی+تیر = پیوندی با شکوه
دی+مرداد = اختلاف زیاد
دی+شهریور = عجیب
دی+مهر = برنده ای ندارد
دی+آبان = خیلی عجیب
دی+آذر = نامناسب
دی+دی = طولانی و پا بر جا
دی+بهمن = کمی مخوف
دی+اسفند = عشقی و شهوانی
بهمن+فروردین = بسیار عاشقانه
بهمن+اردیبهشت = خیلی خود سر و لجوج
بهمن+خرداد = پیوندی سرد
بهمن+تیر = خیلی مضر
بهمن+مرداد = بسیار دلکش
بهمن+شهریور = نا هماهنگ
بهمن+مهر = بسیار بسیار عالی
بهمن+آبان = مغایر یکدیگر
بهمن+آذر = نیازمند جد و جهد
بهمن+دی = با کمی نا خالصی
بهمن+بهمن = واقعی و شگفت انگیز
بهمن+اسفند = احتمال نا خوشی
اسفند+فروردین = نیازمند به گذشت
اسفند+اردیبهشت = یک پیوند عالی
اسفند+خرداد = نیازمند به بصیرت
اسفند+تیر = شیفته ی یکدیگر
اسفند+مرداد = زوج رمانتیک
اسفند+شهریور = آرام و حامی
اسفند+مهر = عشقی افسانه ای
اسفند+آبان = سراسر شادی و اعتدال
اسفند+آذر = مشکلات زیاد
اسفند+دی = احساسات واقعی
اسفند+بهمن = یکدیگر را درک کنید


ادامه مطلب
آسمان را بنگر ، که هنوز ، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
! گرم و آبی و پر از مهر ، به ما مي خندد
يا زمينی را که ، دلش ازسردی شب های خزان
! نه شکست و نه گرفت
بلکه از عاطفه لبريز شد و
نفسی از سر اميد کشيد
و در آغاز بهار ، دشتی از ياس سپيد
، زير پاهامان ريخت
! تا بگويد که هنوز ، پر امنيت احساس خداست
ماه من غصه چرا !؟
تو مرا داری و من
، هر شب و روزتورا
! آرزويم ، همه خوشبختی توست
ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن
... کار آن هايی نيست ، که خدا را دارند
ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی ، مثل باران باريد
، يا دل شيشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمين خورد و شکست
با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن
! و بگو با دل خود ، که خدا هست ، خدا هست
او همانی است که در تار ترين لحظه شب ، راه نورانی اميد
... نشانم مي داد
، او همانی است که هر لحظه دلش مي خواهد ، همه زندگی ام
... غرق شادی باشد
! ماه من
! غصه اگر هست ! بگو تا باشد
، معني خوشبختی
! ... بودن اندوه است
اين همه غصه و غم ، اين همه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه ! ميوه يک باغند
... همه را با هم و با عشق بچين
، ولي از ياد مبر
پشت هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از ياد خدا
، و در آن باز کسی می خواند
که خدا هست ، خدا هست
و چرا غصه ؟ چرا !؟
باهم هستیم ادامه مطلب...
ادامه مطلب
خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
…
_________________
ابزار وبلاگنویسان
ادامه مطلب
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:
یادم آم كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
| Design By : Pichak |














